توهم اعتماد

همچنان استکبارستیزی ، آمریکا اتم مصادیق استکبار است...

توهم اعتماد

همچنان استکبارستیزی ، آمریکا اتم مصادیق استکبار است...

توهم اعتماد

این تارنما جهت ارتباط، اطلاع رسانی فعالیت ها و نشر اخبار مرتبط با فعالین فرهنگی دزفول ایجاد گردیده و همچنین محلی برای ارائه محتوای فرهنگی و محتواهای استکبار ستیزی می باشد.
هنوز هم دزفول پایتخت مقاومت ایران اسلامی است.
*جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی دزفول*

بایگانی
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات
  • ۱۱ شهریور ۹۴، ۰۳:۵۴ - علی
    مسخره
  • ۷ شهریور ۹۴، ۰۴:۱۸ - مومن
    سلام
  • ۶ شهریور ۹۴، ۱۵:۳۲ - ناشناس
    لایک***

این شهید بزرگوار معتقد بود که ملت های مسلمان زمانی می توانند بر حاکمان زورگو و مستبدّ پیروز شوند که تابع محض ولی فقیه باشند، و بر این باور بود که در جوامع اسلامی هیچ حرکتی به نتیجه نخواهد رسید مگر اینکه در رأس آن فقیهی وارسته و رهبری پرتوان وجود داشته باشد.

ولادت

در شب 18 ماه مبارک رمضان سال 1357 ق زمانی که حکومت مستبدّ رضاخانی سایه شومش را بر این کشور پهناور گسترانیده بود و هر روز به نوعی بر احکام اسلام می تاخت و قلب آزادمردان و شیرزنان را به درد می آورد، در یکی از محلاّت جنوب تهران کودکی قدم به عرصه گیتی نهاد که آثار شهامت و بزرگی در جبینش هویدا بود. آری این کودک، که نامش را علی نهادند، مبارزی بی باک شد که در راه براندازی نظام سفاک شاهنشاهی و برقراری نظام جمهوری اسلامی یک لحظه آرام نگرفت و تا آخرین نفس از ارزش های اسلام دفاع کرد و نهال انقلاب اسلامی را با خون خویش آبیاری نمود.


تحصیلات

 شهید اندرزگو از اوان نوجوانی نسبت به آداب و احکام اسلامی بسیار پایبند بود و آتش عشق به کسب علم و معرفت در وجود او زبانه می کشید. او عزّت و سعادت را تنها در سایه خدمت به اسلام و مسلمین، و بهترین راه خدمت به اسلام را کسب دانش و آموختن احکام اسلام می دانست. ایشان به خرید و مطالعه کتب مذهبی علاقه عجیبی داشت و در این خصوص زبانزد دوستان و آشنایان شده بود. لذا پس از گذراندن دوره مقدمات در نزد علمای محل، برای دستیابی به مدارج بالاتر علمی، به حوزه های علمیه قم و مشهد روی آورد و علوم اسلامی را از محضر استادان بزرگ این دو حوزه فرا گرفت. پس از مدتی مدیریت مدرسه علمیه چیزر تهران نیز به او واگذار شد.

مبارزه با حسنعلی منصور

حسنعلی منصور، نخست وزیر وقت، از عوامل خودفروخته غرب بود که لایحه ننگین کاپیتولاسیون را طراحی کرد و با این کار عزّت و اقتدار ایران اسلامی را خدشه دار نمود. شهید اندرزگو که این اقدام را اهانتی صریح به ملت ایران می دانست به همراه شهیدان صفار هرندی و محمد بخارایی تصمیم گرفتند این عنصر خودفروخته را به سزای عمل خویش برسانند. لذا پس از اخذ فتوا از مرحوم آیت اللّه میلانی، در شب قبل از عملیات، در خانه شهید صفار هرندی جمع شدند و وسائل لازم را برای اجرای عملیات تهیه کردند. صبح روز هفده رمضان حسنعلی منصور برای رفتن به مجلس شورای ملی در میدان بهارستان از ماشین پیاده شد. شهید سیدعلی اندرزگو با مهارت خاصی خود را جلو یکی از ماشین های پلیس انداخت و آنها را سرگرم کرد. در این لحظه شهید محمد بخارایی فرصت را مناسب دید و با دو گلوله، شکم و گلوی منصور را هدف قرار داد و او را به هلاکت رساند.

جنگ و گریز

شهید اندرزگو کسی بود که با رعایت اصل احتیاط توانست سال های سال نظام سفاک پهلوی را به بازی بگیرد و آرزوی دستگیری خویش را برای همیشه به دل سیاه خون آشامان بی رحم بگذارد. او در این کار چنان ماهرانه عمل می کرد که تشکیلات پیچیده ساواک علی رغم به کارگیری تمامی امکانات خویش، هرگز موفق به دستگیری او نشدند و هربار که مخفیگاه او را محاصره می کردند و به آن جا حمله می بردند، می دیدند مدّت هاست که سید از آن جا نقل مکان کرده است. او نه تنها خود، بلکه خانواده اش را نیز به این امر عادت داده بود، به گونه ای که به محض احساس کوچک ترین خطر، لوازم ضروری زندگی را برداشته، شبانه به شهری دیگر کوچ می کردند.

رابطه شهید اندرزگو با دانشجویان

وحدت حوزه و دانشگاه از جمله عواملی بود که موجودیت نظام طاغوت را تهدید می کرد. از این رو نظام شاه با ترفندهای مختلف و شایعات بی اساس، پیوسته بین این دو نهاد علمی تفرقه ایجاد می کرد و با حاکم کردن تفکر غربی بر دانشگاه ها، این نهاد مؤثر را از حوزه، که نماد علم و تدیّن بود، دور می کرد.

شهید اندرزگو چون نمی توانست به صورت رسمی در دانشگاه های آن زمان به تدریس بپردازد، مخفیانه با بسیاری از دانشجویان ارتباط برقرار کرده بود. برای عده ای از آنها دروس حوزه را تدریس می کرد و عده ای دیگر را با تفکرات اسلامی آشنا کرده بود و با سخنان شیوای خود جنایات رژیم منحوس را گوش زد، و آنها را به مبارزه مسلحانه علیه نظام دعوت می کرد.

شهید اندرزگو و ولایت فقیه

شهید اندرزگو را می توان یکی از مدافعان و فدائیان ولایت فقیه دانست. این شهید بزرگوار معتقد بود که ملت های مسلمان زمانی می توانند بر حاکمان زورگو و مستبدّ پیروز شوند که تابع محض ولی فقیه باشند، و بر این باور بود که در جوامع اسلامی هیچ حرکتی به نتیجه نخواهد رسید مگر اینکه در رأس آن فقیهی وارسته و رهبری پرتوان وجود داشته باشد. او برای امام خمینی رحمه الله احترام خاصی قائل بود و پیوسته در نشر عقاید و سخنان ناب ایشان کوشش فراوان داشت و بارها برای به نتیجه رساندن جنبش امام خمینی رحمه الله جان خود و خانواده اش را به خطر انداخت.

آزادی از دیدگاه شهید اندرزگو

نظام شاه برای دور ساختن اذهان مردم از اندیشه های حیات بخش شهید اندرزگو، با تبلیغات مسموم و گسترده خویش، آن مبارز آزادی خواه را مخالف آزادی معرفی می کرد. امّا آن شهید بزرگوار با سخنرانی های خود، خفقان حاکم بر کشور را برای مردم تشریح کرده، آنها را به سوی آزادی واقعی دعوت می نمود. او معتقد بود جامعه آزاد جامعه ای است که همه اقشار مردم از نعمت آزادی، که دین چهارچوب آن را ترسیم کرده است، بهره مند باشند و آزادی غرب گرایانه را افتادن در اسارت نفس می دانست.

از دیدگاه ایشان، آزادی مطلق و بی قید و شرط به همان اندازه برای ملت ها خطرناک است که یک نظام مستبد خطر دارد.

فرمان دستگیری

با دستگیری چند تن از کسانی که با شهید اندرزگو ارتباط داشتند، مخفیگاه او لو رفت. ساواک که سال های سال در صدد دستگیری ایشان بود، آن منطقه را دقیقا زیر نظر گرفت. در آن زمان شهید اندرزگو با نام مستعار «آقای جوادی» به مبارزه مخفیانه خویش ادامه می داد. نظام شاه که بارها از دستگیری ایشان ناکام مانده بود از ترس این که مبادا این بار هم موفق به فرار شود، دستور داد هرچه سریع تر او را دستگیر کنند.

شهادت

در شب نوزدهم ماه مبارک رمضان، نزدیک افطار بود که شهید اندرزگو طبق وعده قبلی به سوی خانه یکی از دوستانش بنام آقای اکبری حرکت کرد. نیروهای عملیاتی ساواک تمام منطقه را محاصره کرده بودند و می خواستند برای یک بار هم که شده او را ببینند. آنها شنیده بودند که سیدعلی همیشه مواد منفجره به کمر خود می بندد تا هنگام دستگیری آنها را منفجر کند، بنابراین از نزدیک شدن به او هراس داشتند و از دور به او دستور «ایست» دادند. درگیری آغاز شد و بدن مطهر آن سلاله زهرا علیهاالسلام هدف صدها تیر قرار گرفت.


منبع:

پایگاه اطلاع رسانی حوزه


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی